يا اباصالح يا اباصالح

يا اباصالح يا اباصالح
با صد اميد بر در اين خانه اومدم
اقرار ميكنم تو خوبي ومن بدم
مردود تر زمن نبود بنده اي ولي
باور نميكنم كه تو مولا كني ردم
ايمان من محبت و دينم ولايت است
بگذار دشمنان تو خوانم مرتدم
قابل نبوده ام كه كند دعوتم كسي
مولا كريم بوده كه بي دعوت آمدم
هركس گرفت دست توسل به دامني
من دست خود به دامن آل عبا زدم
با اين همه صفات نمك ناشناسي ام
عمري كنار سفره آل محمدم
دیدگاه ها (۴۳)

مترسککجا را خیره مانده مردم چشمت؟نگاهت را نمی بینم.ولی برق ِ...

شکسپیر گفت: من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟ ... برای اینکه ا...

ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﻡ،ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺳﺨﺘﯽ ...

ازدرخت پرسیدند؛که توبااین عظمت چراازتکه آهنی به نام تبر میرن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط