ازدواج اجباری part

ازدواج اجباری part 1


ویو ا.ت ساعت ۷:۱۰ دقیقه با صدای مادرم از خواب بیدار شدم به سمت wc رفتم و صورتم را شستم و مسواک زدم بعد ۴ مین از wc بیرون آمدم و به سمت میز آرایشم رفتم یک ضد آفتاب زدم و یک تینت زدم هم به لبم هم به گونه هام و فرم مدرسه را پوشیدم و از اتاقم بیرون آمدم رفتم پیش پدرم نشستم و مادرم روبه روی ما نشسته بود (علامت خود ا.ت+ علامت پدرش& علامت مادرش=)
=دخترم من و پدرت میخوایم یه چیزی رو بهت بگیم و بعد پدرش گفت & دخترم یه اتفاق خیلی بد افتاد + بابا بگو کمکم دارم نگران میشم
&دخترم شرکت ما ورشکسته شده
+ چی باورم نمیشه حالا باید چیکار کنیم راهی هست؟
= هست اما
+چی بگو مامان
= تو باید ازدواج کنی
&با پسر جئون باید ازدواج کنی
+در شوک
&لطفا قبول کن دخترم
+اما بابا من حتی نمیشناسم اونو
=دخترم فعلا برو مدرسه تا دیرت نشوده بعد درباره اش حرف می‌زنیم
+هییییی باشه خداحافظ
ویو داخل مدرسه
سلام ا.ت
+ سلام جولی

۱۳ تا کامنت🎀
۱۳ تا قلب ❤️
دیدگاه ها (۹)

فیک ازدواج اجباری شخصیت های اصلی: ا.ت_جونگ کوک_تهیونگ- جولی ...

مثلث عشق۲

رمان پسر غیرتی پارت 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط