me

me
10 اردیبهشت 95


هزاران بار لعنت بر تو ای دل
که بر من نیستت جز درد و مشکل

به هر کفتار نالایق اسیری
الهی درد بی درمان بگیری

چرا عبرت ز کارت نیست ای خر
چرا ادم نمیگردی تو آخر

مگر با تو چه کردم که چنینی
چرا با هر کلاغی همنشینی

به رویت هست صدها زخم خنجر
ندیدم از تو ای دیوانه بدتر

به هر که مهرورزیدی دریدت
تو را از شاخه های عشق چیدت.

بیا بس کن دگر دیوانگی را
تمامش کن طریق سادگی را

شغالان را به درگاهت منه پای
به کفتاران مده در صاحتت جای

خودت را وصل الطاف خدا کن
ازین نامردمان خود را جدا کن

به نور حق تعالی روی گردان
مکن شک بر گذشت رب رحمان

بدان گر دل ببندی رستگاری
برای توشه ات اذوقه داری

دلی که جز خدا چیزی نبیند
به جز الطاف رب چیزی نچیند
دیدگاه ها (۸۳)

me18 اردیبهشت 95شبو تنهایی و پکهای سیگارو یه فنجان چای سرد...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش راشبیه مادر پیری که م...

me10فروردین 95زندگی یعنی حضور نقشها و سایه ها در کنارت مردمی...

بعضیا هم هستن که باید گاهی بهشون زنگ بزنی و بدون سلام و علیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط