خونهمادربزرگ

#خونهٔ_مادر_بزرگ
هر وقت به اینجا می آیم، خاطرات کودکی برایم تازه میشود؛
تمام بالا و پایبن پریدن ها و جیغ و دادهای کودکانه؛
با تمام پرندگان، حیوانات و طبیعتی که با آن خو گرفته بودم.
آنروزها فکر میکردم بدون شک، زادگاه من، تکه ای از بهشت است. بهشتی که من کنار بهترین هایم داشتم و بهترین زمانِ عمرم را در آن گذراندم.
حالا، سالها از آن روزها می گذرد. من بزرگتر شده ام، باغْ پیرتر است و سایه ی نبودنت سنگین تر! با باغِ سر سبزت چه کرده ای که بی تو، دیگر نه رنگی دارند و نه قطعه ای از بهشت است؟! فقط زیبا هستند،همین!
نبودنت، نبودنِ خیلی چیزهاست. رفتنت ابدی است و باغ تا ابد در سکوت خواهد ماند...
روحت شاد مادربزرگ جونم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم
خونه ی مادربزرگه، هزار تا قصه داره/
خونه ی مادربزرگه، بی اون صفا نداره!😢
دیدگاه ها (۲)

لطفاً بخونیدستارخان نوشته بود:من هیچ وقت گریه نمیکنم چون اگه...

#بادیگارد_یک_آدمکشامروز برای دومین بار این فیلم رو دیدم. واق...

سایه ی خدا بالا سر زندگی همه مون😊

#زندگی_عزیز#لاوینیا#آلیس_مونرو#جیوکوندا_بلیبخش هایی از کتاب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط