در دست گلےدارم،
در دست گلےدارم،
این بار که مے آیم
کان را به تو بسپارم،
این بار که مےآیم
در بسته نخواهد ماند،
بگذار کلیدش را
در دست تو بسپارم
این بار که مے آیم
هم هر کس و هم هر چیز،
جز عشق تو پالوده است
از صفحه ےپندارم،
این بار که مے آیم
خواهےاگرم سنجے،
مےسنج که جز مهرت
از هرچه سبکبارم،
این بار که مے آیم
سقفم ندهے بارے،
جاے بسپار،
آرے
در سایه ےدیوارم،
این بار که مے آیم
باور کن از آن تصویرآن خستے؛
آن تخدیر
بیزارم و بیزارم،
این بار که مے آیم
دیروز بهل جانا!
با تو همه از فردا
یک سینه سخن دارم،
این بار که مے آیم
این بار که مے آیم
کان را به تو بسپارم،
این بار که مےآیم
در بسته نخواهد ماند،
بگذار کلیدش را
در دست تو بسپارم
این بار که مے آیم
هم هر کس و هم هر چیز،
جز عشق تو پالوده است
از صفحه ےپندارم،
این بار که مے آیم
خواهےاگرم سنجے،
مےسنج که جز مهرت
از هرچه سبکبارم،
این بار که مے آیم
سقفم ندهے بارے،
جاے بسپار،
آرے
در سایه ےدیوارم،
این بار که مے آیم
باور کن از آن تصویرآن خستے؛
آن تخدیر
بیزارم و بیزارم،
این بار که مے آیم
دیروز بهل جانا!
با تو همه از فردا
یک سینه سخن دارم،
این بار که مے آیم
- ۸۲۸
- ۰۴ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط