من از خاطراتم میگریزم........

من از خاطراتم میگریزم........
چه شبهایی که اصلا روز نداشت.....
دیدگاه ها (۴)

پدر؛خیلی تنهام

کلاغ قصه هایم هنوز آواره است.....

عزیزانم تو زندگی مردباشید

#ایدهنگران نباشنمی شود دوستت نداشتلجم هم که بگیرد از دستت😒دف...

زمان چان اصلاً آفتاب وجود نداشت 🤣🤣🤣

امان از شبهایی که هرچی گاز میدی،نه میرسی نه صبح میشه.....

عمق خاطراتم؛

رفته بودم سوی قبرستان شهر......................................

من فقط دلتنگ شبهایی هستم که زودهنگام بی آنکه به چیزی فکرکنم ...

واییی کل خاطراتم آمد رفت

گوناگون

چرا اینجوری شد کبوتره..! 🤔😂انتظار یه پرواز فوق عالی داشتیم،ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط