سوار تاکسی شده بودم راننده داشت از تجربیاتش میگفت منم انگ

سوار تاکسی شده بودم راننده داشت از تجربیاتش میگفت منم انگشتم رو میزدم رو داشبورد برگشت گفت: چیکار میکنی؟
گفتم:
.
.
.
.


.
دارم لایک میکنم!
هیچی دیگه زد بغل پرتم کرد پایین!
فکر کنم کامنت نذاشتم دلخور شد!
دیدگاه ها (۱۴)

ابن کم کیست؟؟؟؟؟؟؟........برادر کوچیکتر ابن زیاد...!!!!اگه ب...

پسره پست گذاشتهچگونه بعد از ازدواج از یک دختر قرتی و سوسول ی...

123456789101112131415161718192021222324252627282930هر کدام ا...

ﻧﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ « ﻣﻐﺰ » ﻧﺒﺎﺷﯿﻢﻫﺎﻧــــــــــــــﻪ..................ﻣ...

عشق دردناک²p³⁰روی تخت دراز کشیدم و پتو رو روی خودم و ا.ت کشی...

گل خونی پارت ۱۷ تهیونگ دستشو ورداشت و جونگکوک رفت جونگکوک کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط