تا ذره ای ز درد خودم را نشان دهم

تا ذره ای ز درد خودم را نشان دهم
بگذار در جدا شدن از یار جان دهم

همچون نسیم می گذرد تا به رفتنش
چون بوته زار دست برایش تکان دهم

دل بُرده از من آنکه ز من دل بریده است
دیگر در این قمار نباید زیان دهم

یعقوب صبر داشت و دوری کشیده بود
چون نیستم صبور چرا امتحان دهم

یوسف فروختن به زر ناب هم خطاست
نفرین اگر تورابه تمام جهان دهم
دیدگاه ها (۸۸)

چه روزها به شب آورده ام در این امیدکه با وجود عزیزت شبی به ر...

مرا ببر به دیاری که عشق، خسته نباشدهمیشه کشتی عاشق، به گِل ن...

نوروز شد ولی دل من نو نمی شودیک بوده ای همیشه و یک، دو نمی ش...

باز آمد شب و باز عادت بی خوابی من باز پر گشته ز عطرت شب مهتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط