بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه این ثانیه ها خواهم مرد
شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتن
موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
مثل پائیز در این فصل خزان خواهم مرد
تو که رفتی همه شعرمن از غم پرشد
غم شعرم نکشد از غم تو خواهم مرد
می روم سمت همان جاده هایی که گرفتند تو را
خوب میدانم همینجا لب جاده ها خواهم مرد
دیدگاه ها (۱)

سایه ای در راهروهای نقره ای

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل اول: ورود به...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وپنجم: جای خالیِ کنارم---صبح.چشمانم ر...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

ابلیس

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط