ما که در عشق تو

ما که در عشق تو
آشفته و شوریده شدیم،
می‌کند حلقهٔ زلف تو
پریشان ما را...
دیدگاه ها (۳)

ظاهر آراسته ام در هوس وصل ولیمن پریشان تر از آنمکه تو می پند...

همیشه مشاعره با چشمانت را دوست داشتم پلک که میزدیبیت بعدی را...

ڪجا بودی ڪه دیشب تا سحر در فڪرِ گیسویت،دلم خوابِ پریشان دید ...

هیچکس جاٖی مرا دیگر نمیداند کجاست آنقــدر در عــشــق او غــر...

آه کبک خرامان تو مگر خانه ندار یای زلف پریشان تو مگر شانه ند...

همچون سر زلف تو پریشان توایمآنداری و آنداری و ما آن توایمهر ...

نمی پرسی نام مه نمی شوی یار مهنرگس صفت دار تونمی‌دهی جان مهخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط