ما که آنقدر بزرگ شده ایم که دیگر در آغوش مادر جا نشویم

ما که آنقدر بزرگ شده ایم که دیگر در آغوش مادر جا نشویم
و زشت است دلمان برای نوازش های پدرانه تنگ شود
و پشت دست هایمان را داغ کرده ایم
که پیش غریبه و دوست و آشنا لب از لب باز نکنیم
و در عمرمان سیگار دست نگرفته ایم و لب به زهرماری نزده ایم
بغض هایمان را چای مینوشیم و همچنان که زیر لب، فروغ زمزمه میکنیم...
دلتنگی هایمان را کوک میزنیم روی پارچه ها
آن وقت قابشان میکنیم و صاف می چسبانیم به دیوار اتاقمان
تا فراموشمان نشود "شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم اما...
و گمان هر چه قوی تر بر سخت جانی خود بریم....
دیدگاه ها (۹)

اگر هنوز پدر ها و مادر ها و عزیزانتون رو دارینیعنی ثروتمند ...

سخت ترین نوع دل بستن همین است که بعضی ها را باید از دور دوست...

🍃دامان خرابات نشینان همه پاک استتر دامنی ماست که تا دامن خاک...

«بِسّـم‌رَبِّ‌ح‌ـسین"؏"»«ثانیه‌های پایانی ۱۴۰۴، زیر بارِ سنگ...

تو مرا فراموش میکنیزنی را که در آغوشِ اَمن و مهربانت گُم شدز...

تو مرا فراموش میکنیزنی را که در آغوشِ اَمن و مهربانت گُم شد...

#خودشناسی #انسان #تفکر #مقاومت #مبارزه#ظلم #انگیزشی #تلنگر

🎁 عینک آفتابی فریم گرد مدل miu miuMinimalist Charm | Miu Miu...

بی احترامی هیچوقت از من شروع نمیشه🤍#شخصی #ویسگون #دلتنگی #حر...

دلم می‌خواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط