می توان با تو

می توان با تو
تا بیکران آبی دریاها رفت

می توان با تو نشست
بر سر موج خیال

می توان با تو
هم آغوش نسیم
عشق را زمزمه کرد

می توان با تو
پری داشت با وسعت عشق

می توان با تو پرید
تا تهِ دشتِ غزل

همرهِ چلچله ها
دور شد از همه ی دلهره ها

می توان باتو ....
ممنوم بانوی مهربانم.برای تمام بزرگواری هایت فداکاری هایت..به خاطر تمام سرانگشتان مهربانت.. بوسه هایم نثار دستانت عمرم..نفسم..
دیدگاه ها (۳)

باید بیایمباران را در چشم هایت بند بیاورم ؛به قلبت نفوذ کنم ...

.توچشماے مڹ.......فقط تو دیده مـیشــــــــــ ے........آدما ز...

کاش نه از جلوی کلمات برداشته میشد نفسم..مثل نرفتن ات..میروی ...

فدای تو.مه تمام زخم های قلبم رو شفا دادی..قلبم فدات..می ایست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط