صد بار ز برگشت تو نا گشت امیدم

صد بار ز برگشت تو نا گشت امیدم
اما چه ثمر باز به سمت تو دویدم
ترسم که به آتش بکشد کل جهانم
آن آه جگر سوز که از سینه کشیدم
نفرین به تو ای عشق که مانند سرابی
جز تشنه لبی در پی تو هیچ ندیدم
ماتم زده چون بلبل در بند زمستان
باز آمدم آن شاخه که هر بار پریدم
بیدار نشد چشم من از خواب وصالت
حتی پس از آن صبح که هجران تو دیدم
خواهم بدهم ‌پس به دو دستان تو ای دوست
آن میوه ی جانگیر که از شاخ تو چیدم
هر مرتبه تا عقل به عشق تو دویدم
جز مرز جنون لیک به جایی نرسیدم
در پاسخ خلق قلمم گفت خداوند:
در خلقت فریاد غم و آه دمیدم
نفرین به تو ای عشق اگر بگذری از من
نفرین به من، از عشق اگر دست کشیدم
#عشق_سیاه_و_سفید #دلشکسته #شکست_عشقی #سیاه #قلب #شعر
دیدگاه ها (۰)

꯭꯭ع꯭ا꯭ش꯭꯭ق꯭ا꯭꯭ن ꯭م꯭س꯭ت꯭ن꯭د ꯭و ꯭م꯭꯭ا ꯭د꯭ی꯭و꯭ا꯭ن꯭꯭ه ꯭ا꯭ی꯭م ꯭꯭ع...

یا هو مدد

کرد یعنی شرافت. شجاعت ، غیرت ، مردانگی ، وطن پرستی و...👌👌❤️❤...

تنها دلخوشیه زندگیم عشق به مولا علیﷻ#علی #امیرالمومنین_علی #...

منافقانی با نقاب وفاق... افساد طلبانی پر از نفاق

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 81・⁠]⁠ᕗدستی رو شونه ام قرار ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط