من کلبه ای از عشقم و ویران تو هستم

من کلبه ای از عشقم و ویران تو هستم
درمانده ی گرمای دو دستان تو هستم

آغشته به “تو” میشود این جسم پر از عشق
چون شاعر دیوانه ی چشمان تو هستم

لبهای تو مانند دوبیتی قشنگی ست
من عاشق آن خنده و دندان تو هستم

هر یک مژه ات مثل غزلهای قشنگی ست
چون شیفته ی هر خط دیوان تو هستم

از سلسله ی موی تو شب هم شده عاشق
بیمار شده این دل و حیران تو هستم

بی جان شده ام در پی وصل رخ ماهت
با خنده ی خود جان بده ویران تو هستم
دیدگاه ها (۱)

دلم گرفته از کسی که خیلی ساده کرد ردم همونی که یه روزی من سن...

.همیشه داشتن بهترین هابه آدم غرور خاصی میدهمن مغرورترینم چو...

💫 ☄ 💫 ☄ بگو تکلیفم با چشم هایم چیست لنگر بیا ندازم و...

یک شاخه گل کوچک مریم طلب منصد تا طلب توست یکی هـم طلب منبگذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط