The Night She Didnt Say

The Night She Didn't Say...🌠
بارون می‌بارید. 
نه اون بارون ملایمِ شاعرانه… از اونایی که انگار آسمونم دلش شکسته.
بنگچان گوشی رو برداشت. ساعت دو و نیم شب بود. 
اسم تو روی صفحه می‌درخشید.
– الو؟
صدات لرزید. 
– می‌تونم بیام پیشت…؟
همین دو کلمه کافی بود. 
بدون سؤال، بدون چرا، فقط گفت: 
– در بازه.
وقتی درو باز کرد، اولین چیزی که دید چشمات بود. 
سرخ. متورم. خاموش.
چیزی نپرسید. فقط کنار رفت. 
تو اومدی تو. کفشاتو هم درنیاوردی. انگار حتی یادت نبود کجایی.
چند ثانیه سکوت. 
بعد آروم گفتی: 
– دیدمش… با یکی دیگه بود.
همین. 
نه توضیح دادی، نه اسم آوردی. لازم هم نبود.
بنگچان انگشتاشو مشت کرد. اون‌قدر که بند انگشتاش سفید شد. 
نه به خاطر خودش. 
به خاطر تو.
دلش می‌خواست بگه: 
«من هیچ‌وقت این کارو باهات نمی‌کنم.» 
«من سال‌هاست دوستت دارم.» 
«من همیشه انتخابت می‌کنم.»
اما فقط نزدیک شد. 
پتو رو برداشت و دور شونه‌هات انداخت.
– بشین اینجا.
تو نشستـی، بعد ناگهان شکستی. 
هق‌هق‌هات بلند شد. 
– فکر می‌کردم دوستم داره…
بنگچان کنارت نشست. فاصله رو حفظ کرد. همیشه همین کارو می‌کرد. 
عاشقت بود… ولی مرزها رو بلد بود.
– بعضیا فقط بلد نیستن چی دارن… تا وقتی از دستش بدن.
صدات لرزید. 
– یعنی من کافی نبودم…؟
اون لحظه چیزی توی بنگچان فرو ریخت.
آروم سرتو آورد روی شونه‌ش. 
اولین بار بود که خودت این کارو می‌کردی.
نفسش بند اومد… ولی تکون نخورد. 
فقط گفت: 
– تو همیشه زیادی بودی… نه کم.
دستشو آروم روی سرت گذاشت. نه مالکانه. نه جسورانه. 
فقط برای آروم کردن.
چشماش رو بست. 
دلش فریاد می‌زد اعتراف کن. بگو. الان وقتشه.
اما تو هنوز اسم اون پسر رو بین گریه‌هات صدا می‌زدی.
و بنگچان… 
عاشق‌ترین آدم اون اتاق بود 
و تنها کسی که حق نداشت عاشق باشه.
آروم زیر لب گفت، جوری که نشنوی: 
– اگه یه روز نگاهت از اون اشتباه برداشته شد… من همین‌جام.
بارون هنوز می‌بارید. 
اما اون شب… 
تنها قلبی که بی‌صدا شکست، قلب اون نبود.
Jennie🐾💙
@JYH_company
#هیونجین #هان #لینو #جونگین #چانگبین #سونگمین #فلیکس #بنگچان  #تکپارتی
دیدگاه ها (۴)

The Half-Open Door... کلید داخل قفل چرخید، اما در کامل باز ن...

بوی تند الکل و صدای یکنواخت دستگاه‌ها، تمام اتاق را پر کرده ...

"You're only for me."از وقتی ا.ت رسیده بود خونه‌ی مادرش، پسر...

درخواست تکپارتی یا چند پارتی از استری کیدز بدید«اینجا جاییه ...

با صدای در بیدار شدم دیدم اون خدمتکار نفره بود اَه رو مخ گفت...

رها شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط