مشک را گفتند

مُشک را گفتند :
ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ، ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ
ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ.

ﮔﻔﺖ:

ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕﺮﻡ ﺑﺎ ﮐﯽ ﺍﻡ،
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺍﻡ!

#حضرت_مولانا
دیدگاه ها (۱)

چون قلم اندر نوشتن، می شتافتچون به عشق آمد، قلم ازخود شکافته...

جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانیبازآ تو از این غربت تا چ...

عشق منی و عشق را صورت شکل کی بود؟اینک به صو...

بایدکه جمله جان شوی، تا لایق جانان شویگر سوی مستان می روی، م...

هیچ گاﻩ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ کسی که ﻣﻌﻨﯽ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺭﺍ نمی دﺍﻧﺪ، ﮔﺮﯾﺎﻥ ...

هیچ گاﻩ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ کسی که ﻣﻌﻨﯽ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺭﺍ نمی دﺍﻧﺪ، ﮔﺮﯾﺎﻥ ...

داستانک🦋🐥ﯾﮏ ﺷﺐ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﻏﺬﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ،ﺷﻨﯿﺪﻡﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎﺑﺖﺳﻮﺧ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط