.

.
گفتم: خسته‌ام
گفت: لاتقنطوا من رحمة الله "
از رحمت خدا نا امید نشید"

گفتم:
تا کے بایدصبرکرد؟
گفت:
و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا "
تو چه مے‌دانے!
شاید موعدش نزدیک باشد " ...
دیدگاه ها (۳)

.بیا ...پاییز را تحویل نگرفتےزمستان شـد!دلتنگتم و نیستے

.جمعه که خیس باشد...دل آدم براے هزارو یک نفرمےگیردآن هزار نف...

.خـــــدایا میـــوه ےکــــدام درخـتـتــــــ را گــــاز بــــ...

.ایـــــن هـــــوا را بے نفسهـــاےتـــوتـــابِ تنفـــس نیســ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط