سرنوشتِ تو هم ای عشق فراموشی بود

سرنوشتِ تو هم ای عشق فراموشی بود
حک نمی کرد اگر نام تو را تیشه ی ما

می خرامد غزلی تازه در اندیشه ی ما
شاید آهوی تو رد می شود از بیشه ی ما

دانه ی سرخ اناریم و نگه داشته اند
دلِ چون سنگ تو را در دلِ چون شیشه ی ما

اگر از کشته ی خود نام و نشان می پرسی
عاشقی شیوه ی ما بود و جنون پیشه ی ما

سرنوشت تو هم ای عشق فراموشی بود
حک نمی کرد اگر نام تو را تیشه ی ما

ما دو سرویم در آغوش هم افتاده به خاک
چشم بگشا که گره خورده به هم ریشه ی ما...
دیدگاه ها (۲)

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

صدای زنان، حافظه‌ی این سرزمین به شمار می‌رود. صدا صرفاً پدید...

گاهی عشق، از جایی شروع می‌شود که منطق هنوز نرسیده است. یکی ...

دختر و پارتی

در این میان، برخی سلول‌به‌سلولِ وجودشان از بیت‌المال تغذیه ش...

پاسخ کوبنده امیررضا کبودوند به اسکات بسنت

امیر المومنین:الهجرانُ عُقوبَةُ العِشقِهجران؛ کیفر عشق است.....

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط