با خستگی راه میرفتم

با خستگی راه می‌رفتم
پشت سرم را نگاه کردم
به نظر می‌آمد که دارم با طنابی می‌کشم
تپه‌ی اندوه را با دست راستم
و کوه امید را با دست چپم.


#مرام_المصری #شعر
دیدگاه ها (۲)

لحظاتی_با_حدیث 💢امام علی علیه السلام❤️◾«أكرِه نَفسَكَ عَلَى ...

💠 اطاعت از ولی فقیه 💬پرسش معنای اطاعت از ولی فقیه چیست؟✅پاسخ...

می‌رود سُلطهٔ ابر سیَه ان‌شاءاللهمی‌رسد نوبت دیدار مَه ان‌شا...

‍ میگفت دگر باره به خوابم بینی پنداشت که بعد ازو مر...

به.عشق.پدر.خدایا...پدرم ستون خانواده وآرامش دل من استتکیه گا...

وقتی آدم ها از چشم چراغ را می دزدند؛ از عشق نگاه را واز کوچه...

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭⁴ می خوام وقتی رفتیم خونه ازش تشکر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط