برنگرد

برنگرد

کمی عوض شدم
دیریست از خداحافظی ها غمگین نمیشوم
به کسی تکیه نمیکنم
از کسی انتظار محبت ندارم
خودم بوسه میزنم بر دستانم
سر به زانو هایم میگذارم
وسنگ صبور خودم میشوم
نگران خودم میشوم
برای خودم هدیه میخرم
با خودم ساعت ها حرف میزنم

در دنیای خودم
کسی حق ورود ندارد جز خودم
دیدگاه ها (۲)

الا بذکرالله تطمئن القلوب

دلخوشی هایم ته نشین شده خدایا یک خنده از ته دل میخواهم..

دیگه نه بحث میکنم نه توضیح میخوام نه دنبال دلیل میگردم فقط م...

فقط برای خودم هستم " مـــن...! " نه زیبایم و نه مهربـــان و ...

یه روز وقتی تهیونگ سرکار بود ا.ت به بیمارستان رفت.بعد از داد...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۱

پارت ۱۸ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط