گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازی

گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازی
گفت حق است که با آتش ما دم سازی

گفتم این عدل نباشد که دلم ریش شود
گفت این سادگی توست که دل می بازی

گفتم آخر تو بگو عدل خداوند کجاست؟
گفت آنجاست که تو در ره خود سر بازی

گفتم این عشق نباشد که پرستم خود را
گفت پس جان بده چون کرده ای آتش بازی

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

گفت عاشق می‌شوم, رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز جا...

من به چشمم گفته بودم عشق من را لو نده!این روانی بی اجازه با ...

لب جو و مطرب و می، جمله مهیاست ولیکو نگاری که به یک غمزه دل ...

من به چشمم گفته بودم عشق من را لو نده!این روانی بی اجازه با ...

آسمانم انتهایش قلب توست / مهربان این آسمان از آن توست / آسما...

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باشبر در دل روز و شب منتظر یار ب...

🌱🍒سخت است که دلتنگ شوی، خنده نباشدمهمان تو جز حسرت ناخوانده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط