اکنون ک افکارم راهاله ای ازسکوت احاطه کرده است پناه وگرما

اکنون ک افکارم راهاله ای ازسکوت احاطه کرده است پناه وگرمای قلب ودستم نوازش لطیف برگ درختی است ک خزان اورامحکوم ب مرگی زیباکرده است؛مرگی ک سالهاست بامن آشناست!
مرگ پرنده ای زیبابرچنگال عقاب،مرگ پروانه ای رقصان ک میخاهدکام خودراازقطره های گداخته ی شمع سیراب کند!آری!
رویای من تشنه ی مردن است،تشنه ی عشق،تشنه ی محبت...!
پنجره ای شکسته ک تمام زیبایی هارادرخودپنهان کرده است
آری من انتهای عشقم،من مست شرابی هستم ک تنهانوش دارویی بیش نیست!
من بازمانده ی نگاهی هستم ک همچون تیغه ی آفتاب برقلب من چیره شده!
من محبوس زندانی هستم ک زندانبان آن سرابی بیش نیست!✔
دیدگاه ها (۳)

اکنون ک افکارم راهاله ای ازسکوت احاطه کرده است پناه وگرمای ق...

نام حسن، يعني تمام حُسن دنيا

اتحاد روز‌ بازیگر؛ برای فرزاد:))))🥲کپشنامون: @farzadfarzin1 ...

المستغاث بکـــــــ یا صاحبـــــ الزمان...دلم یک دل سیر اشکــ...

༺ཌ༈part ⑨༈ད༻فلش بک*ممکنه فکر کنین مادر ها عاشق پسر بچه ی خود...

پاتوق بچه شیعه ها تشرف یافتگان اباصالح! بیا درمانده ام منحض...

هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه113 خطبه اى از آن حضرت (ع ) كه در آ...

به این هوای سرد پاییزی و زوزهای خشمگین باد و نم نم برف و بار...

ادبیات """""""""""داستان کوتاهداستان کوتاه: نوشته‌ی خداوند «...

شارون اولدز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط