بیا و

بیا و ...
بر لنگه ی کهنه ترِ این درِ منتظر
به دروغ بنویس
آمدم نبودی ...
#جلال_حاجی_زاده
دیدگاه ها (۱)

می خواهی بروی برو...تو همان دوستت دارمِ خودمیکه اگر روزی برگ...

برای تــــــوبرای چشم هایت ...برای منبرای دردهایم ...برای ما...

حـواشـی را بـیـخـیـال!حـالِ خـنـده هـایـت چـطور اسـت؟👤 آناهی...

‌ای عشق،تو را دارمو دارایِ جهانم .

لنگه های چوبی درب حیاطمان گرچه کهنه اند و جیرجیر می کنندولی ...

دلبسته ی یک سنگ نبودی که بدانی چه کشیدمدر توطئه ی ننگ نبودی ...

آهسته تربه جاده ی دلم بیا....مناز آنچه در شعرهایم می خوانیعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط