پارت اول

پارت اول
فیک رز من
فلش بک به چهار سال قبل روزی که جونگکوک مارایان رو ترک کرد.
ماریان:جونگکوک تروخدا برای چی میخوای بری لطفا بمون لطفا ترکم نکن(با گریه ی شدید)
جونگکوک:عزیز کرده ی قشنگ من دوردونه ام لطفا اینجوری نکن تروخدا (با بغض حرف میزد صورت ماریان توی دستاش بود)
مارایان عشقم اروم باش بهت قل میدم تا اولین برف سال برگردم پیشت قل میدم عزیزم
باشه هق هق قول میدی؟
اره عشقم قل میدم
زمان حال
صبح با کسالت وحشتناکی بیدار شدم امروز عروسی دوست صمیمی ام هست و من ساقدوشش هستم به زور و بدبختی از تخت بلند شدم و رفتم حموم دوش گرفتم و موهام رو یه باد گرفتم و یه شلوار تیشرت مشکی پوشیدم یه کلاه گذاشتم و لباسم و کفشم و کیفم رو برداشتم و رفتم سوئچ رو برداشتم و رفتم توی پارکینگ و لباس هارو گذاشتم روی صندلی عقب سوار شدم و حرکت کردم سمت ارایشگاه خب بزارید خودم رو معرفی کنم من کیم ماریان دختری که چهار ساله فقط تضاهر به خوب بودن میکنه من چهار ساله مردم ولی من توی موقعیتی نبودم که بخوام بروز بدم رسیدم دم در ارایشگاه پیاده شدم لباس و وسایلم رو برداشتم و رفتم داخل ارایشگاه و امیلی دوست صمیمی ام یه لباس خواب سفید تنش بود و بقیه ی ساقدوش ها لباس خواب مشکی همه نشسته بودن و داشتن میکاپ میشدن من رفتم تو به همه سلام کردم و کلاهم رو دراوردم نشستم و میکاپم رو شروع کردن ارایشم کردن و بعد دوساعت ارایش هامون تموم شد داشتیم حرف میزدیم و میخندیدیم کم کم حاظر شدیم لباس من یه لباس مشکی ساتن بود و یه کفش پاشنه بلند مشکی امیلی حاظر بود از در ارایشگاه اومدیم بیرون ما پشت عروس ایستاده بودیم و ساقدوش های دوماد کنار دوماد کنار ماشین ایستاده بودن داشتیم دست میزدیم که چشمم خورد به یکی از پسر ها خنده ام کم کم محو شد




به نظرتون کی بود؟
دیدگاه ها (۰)

پارت سوم فیک لوسیفرجونگکوک توی بار نشسته بودم به ادم های گنا...

فیک زیبای من نظر یادتون نره

فیک رز من به زودی اپ میشه

این ادیت مربوط به فیکشن *زیبای من* هست که به زودی آپ میشه.نظ...

پارت 24

نفرین شیرین. پارت 1

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ¹² ( فردا ) « ویو سوجین » با صدای ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط