3 تفنگدار )

3 تفنگدار )
پارت ۶۲


از لحن و کنایه اش به خوبی متوجه شدن سپس نرم لبخند پر از کیوتی تحویلش داد سپس نرم گفت
یوری : خیلی ممنون که منو از جمع خودتون میدونید ..
هوا یونگ با جدیت و صدا زنانه خودش کنار نامجون نشست و گفت
هوا یونگ: چرا زود نامزد کردین نکنه خبره دیگه ای هست ..
جونگکوک بلافاصله کمی با لحن جدی گفت
جونگکوک: نه هوا یونگ خبری از بچه نیست ..
تنها همین جمله کافی بود که قرمز شدن یوری معلوم بشه جیمین درست روبه روی یوری نشسته بود و حرکات همچنین واکنش هاش رو زیر نظر می‌گرفت .. هر موقع ای که حرف از از واج یا بچه میشد این یوری بود که به شدت قرمز میشد ...
جونگکوک چشم به هاری دوخت سپس چشمکی تحویلش داد هاری با یک لبخند خجالت زده سر پایین کرد ... همچنان جونگکوک زیرک باهوش با تیله های جذابش بیشتر میخواست همسرش رو بخوره ...
جین تیکه ای از کیک را در دهانش گذاشت سپس گفت ...
جین : یونا دخترم برو بخواب دیر وقته
هیوندا تند گفت
هیوندا : پاشو ببرمت دخترم ..
سپس هر دو بلند شدن و رفتند بلافاصله تهیونگ بشقاب تو دستش را روی میز گذاشت و هر دو دست هایش را روی زانو هایش گذاشت
تعیونگ: اگه دسر خوردین بریم سری به کازینو بزنیم ...
جونگکوک: آفرین پسر کوچولو چه فکر خوبی کردی بریم
هاری اخم کرد و دست به سینه نشست سپس یوری چشم بهش دوخت و نرم خندید زود سمته اون سوک چرخید و آروم گفت
یوری : ببین چجوری مثل برادرش اخم کرده
اون سوک بعد. از نگاه کردن به هاری لبخند پر رنگی زد و موهای که حالا کمی روی شقیقه هایش بود را کنار زد
اون سوک : کپی جیمینه
یوری تند گفت
یوری : برام تعریف می‌کنی که چرا اینا با هم بد هستند
اون سوک نفس پر از غمگینی کشید سپس سری به گفتن باشه تکون داد کم کم آقایون با احترام بلند شدن و منتظر پالتو هاشون بودن هاری همچنان بلند شد و جلو جونگکوک ایستاد تند یقه لباسش را گرفت و به دنبال خودش کشاند تا به آشپزخانه رسید اخم کرده دست به سینه شد و با چشم های سبزش میخواست جونگکوک را قورت بده
هاری : کجا ... ؟
جونگکوک دست تو جیب شلوار نمود و با حالت جذابی که به خودش گرفته بود گفت
جونگکوک: با دوستام بیرون چطور ؟
هاری : اگه ببینم زیاد روی کرده باشی و لب به الکل زده باشی قسم میخورم دیگه نزارم پا تو اتاقم بزاری
جونگکوک خندید سپس هر دو دست های هاری رو به دستش گرفت تند بوسید با یک لبخند عاشقانه زل زد بهش
دیدگاه ها (۱)

3 تفنگدار )پارت ۶۳جونگکوک: چشم هر چی شما بگید ملکه زندگی من ...

( 3 تفنگدار )پارت ۶۴ماشین بسیار لوکس و براقش حاصل از براقی و...

3 تفنگدار) پارت ۶۱یوری همچنان لبخندی زد در میان این گرگ ها و...

( 3 تفنگدار )پارت ۶۰ هاری تند گوشی را روی میز گذاشت کمی از س...

پارت 15چند ماه از اون شب گذشت، رزا تو این مدت تنها کاری که م...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 95✦....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط