روب روی توکی هستم یه اسیره سرسپرده چهره تکیدای که توغباره

روب روی توکی هستم یه اسیره سرسپرده چهره تکیدای که توغباره آیینه مونده
من برای توچی هستم کوه تنهای تحمل بین ماپل عزابه منه تن خسته پاییه پل
تو سروپا بیخیالی من همه تحمل درد تونفهمیدی که چه دردی زانوی خستم روتاکرد


ازعزاب باتوبودن درسکوت خودخرابم نه صبورم خونه عاشق من تجسم عزابم.


ازعزاب باتوبودن یه ستون نیمه جونم اینکه اسمش زندگی نیست جون به لبهام میرسونم...
دیدگاه ها (۱)

ازعزاب باتوبودن درسکوت خودخرابم ...

ازاذب بی توبودن درسکوت خودخرابم نه صبورم وعاشق من تجسم عذابم...

روبروی تو کی هستم یه اسیره سرسپردهچهره تکیده ای که توغباره آ...

ازعذاب باتوبودن ؛درسکوت خودخرابم نه صبورم ونه عاشقمن تجسم عذ...

ازعزاب بی توبودن درسکوت خود خرابم نه صبورم نه عاشق من تجسم ع...

روبروی توکییم من یه اسیره سره سرسپرده چهره تکیده ای که توقبا...

روبروی تو کیم من یه اسیرسرسپرده چهره تکیده ایی که تو غبارآین...

روبروی تو کیم من ؟ یه اسیر سرسپردهچهره تکیده ای که تو غبار آ...

برای خواندن من شعر هم به گل ماندهنمانده عمری وصدها سخن به دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط