امشب ه به خوابم آمدی

امشب ڪه به خوابم آمدی ...
وقتی مرا در حال رویا‌ بافی ...
روی صندلی ڪَوشه‌ی ایوان دیدی
موهایم را به هم بریز
بعد مرتب‌شان ڪن
مرا ببوس و با خنده بڪَو:
دوستت دارم دیوانه‌ جان ......

توهنوز یڪ رویای شیرین به من بدهڪاری .......

✌ ️
دیدگاه ها (۱۵)

باز باران...اما کو ترانه؟؟کو دو دست کودکانه؟؟؟کو نگاه عاشقان...

کاش در کودکی میماندیم انجا که فقطتنها تلخیه زندگیمان شربت سر...

یک عمر به سودای لبش سوختم و... آهروزی که لب آورد ببوسم رمضان...

هیچوقت نگید "نمیتونه مثل من پیدا کنه"... کسی که شما رو ترک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط