‏داشت از دیدار چشمان تو برمی گشت که

‏داشت از دیدار چشمان تو برمی گشت که


«محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت»



#عبدالمهدی_نوری
دیدگاه ها (۰)

خدا تو جوونۀ انجيره؛خدا تو چشم پروانه است وقتي از روزنه ي پي...

منتظرم ، منتظرِ تومنتظر روزے کہ از ما بپرسند: خبرِ خوشبختے ر...

نخستدیر زمانی در او نِگریستمچندان که چون نظر از وی باز گرفتم...

آخه با هر کـی به غیـر از مـــــنحالـــــت خوبه یعـــــنی چـی...

#شعر_معاصر ✨محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفتمست گفت: ای ...

چه کسی گفت که مستی فقط از جام شراب است ؟! من ز میخانه چشمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط