خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟
گذری کن
که زِ غم، راهِ گذر نیست مرا...


امیرخسرو دهلوی
دیدگاه ها (۱)

شعرهایم را بارها خوانده ام.سالهاست به زبان کلماتبا تو زندگی ...

خسته‌تر از صدای من، گریه‌ی بی‌صدای توحیف که مانده پیش من، خا...

به راستی من از زندگی چه می خواهم؟ نمی دانم. این روزها سردرگم...

‏آدم از یه سوراخ باید شونصد بار گزیده شه....آخه آدم امید دار...

#السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله_الحسین_🖤 #السلام_علیک_یا_قمر_بنی...

یک نفس ای پیک سحریبر سر کویش کن گذریگو که ز هجرش به فغانم ...

جواب چیستان کپشن با شما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط