اوج غم این قصه

اوج غم این قصه
در این شعر همین‌جاست؛
من بی تو پریشان و
تو انگار نه انگار...
دیدگاه ها (۱)

عشق یعنی ، دستش را بگیریدر کوچه پس کوچه های پاییز قدم بزنیو ...

انداخت خیالت ز کجایم به کجاها...

موهایتباید بلند باشد .قد همه خیابان های شهر قد تمام رودهایرو...

عشق یعنی حضور تو در مردمک چشمان من

وطنم زنده بمان زخم تو را می‌بندیم ته این قصه غم از ته دل می‌...

عشق تویی یار تویی جان تویی گر بروی من چه کنم در غم فراق تو ا...

• من پریشان تر از آنم که تو می‌پنداری ..شده آیا ته یك  شعر ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط