گلایه

گلایه
ازجداشدن گفتی
گفتی میخوای که بری! گریه کردم وگفتم نازنینم یا تو یا مرگ
گفتی که بایدبرم اماتو زنده بمون
ازم قول گرفتی گفتم حالاکه داری میری سرم رو روی شونهای کی بزارم گوش کی رو قرض بگیرم تاباهاش درد و دل کنم
دست روی موهای کی بکشم تاآروم بگیرم
گفتی نمیدونم
گفتم دردودل نمیکنم می ریزم تو خودم، دردم رو ریختم توخودم وحالا بریدم
ولی سره حرفم هستم تاتو خیالت راحت باشه عزیزم،،،،،،،،دوستت دارم.
دیدگاه ها (۳)

گلایهازجداشدن گفتی گفتی که میخوای که بری گریه کردم و بهت گ...

از جدا شدن گفتی گفتی میخوای بری گریه کردم و بهت گفتم نازنینم...

✯love in hate✯پارت۳۰+میگم...چجوری قراره کندوشونو بدزدیم×نمید...

#پارت صدو بیست و هشت... #جانان...شب که برگشتیم خونه دلم رفته...

#حصار_تنهایی_من #پارت_۲۷توی چشمای مشکیش نگاه کردم تا از حرفی...

نذارینش اون تو عشقم از تاریکی می ترسهخاک نریزین لعنتیا د دیگ...

رمان قرار نبود قسمت6 یک هفته ای طول کشید ولی هیچ خبری از آر...

بلاگر اهوازی یوتیوب ویسگون انگیزش امیرعلیa2 a2vira amirali__.a2

تو چسب روی زانو های زخمی منی.تو نور توی زندگی تاریک منی.تو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط