:

:
در ازدحامِ فاجعه گم‌شد شجاعتم
دیگر برای درد نمانده‌ست طاقتم

تنهایم و غرور مرا زندگی گرفت
این کوله‌بارِ تلخ، شکسته‌ست قامتم

گفتند عشق، قسمتِ تو نیست تا ابد؛
آن‌ها نمک زدند به روی جراحتم

من مثلِ حسِّ شالی‌ام و خشمِ داس‌ها
وقتِ درو عجیب گرفته شهامتم

دلتنگم و شبیه غزل‌هام بی‌قرار
با این غزل_ عزیز!_ رسیده نهایتم

امشب بیا و رفتن من را نگاه کن
با مُردنِ ستاره ببینی شباهتم
دیدگاه ها (۳۰)

کاش می‌شد بنویسم بزنم بر در باغکه من از این‌همه دیوار بدم می...

درد دارد یادآوری ، بوسه ای را که هیچ وقت !اتفاق ن...

دچار یعنی عاشقو فکر کن که چه تنهاستاگر که ماهی کوچکدچارِ آبی...

روزگار "سرد" می‌دانی "دل" مڹ از چہ"سوخت"هر ڪہ را در ...

♦️‌تویی که فکر می‌کنی ایران هیچ پیشرفتی نکرده، ایرانِ ما دوم...

دلیل افت بیشتر دانش اموزااستفادع از مربیان بی کیفیت هست

♦️‌پایان اعتراضات ضد نتانیاهو با نماز در میدان تایمز نیویورک...

روحت شاد سید مقاومت ♦️‌تصاویری از محل شهادت شهید مقاومت سید ...

♦️‌محاصره هوایی ایران بی‌جواب میمونه؟🔹‌تحریم ایرلاین های ایر...

🔻سخنگوی نیروهای مسلح یمن: با ضربات موشکی و پهپادی به تجاوزات...

🎥 رضا پهلوی زیر آتش انتقاد اپوزیسیون🔹ژاله وفا، فعال سیاسی اپ...

🎥‌ این شما و این تصاویری از جنایت‌های اخلاقی ترین ارتش دنیا....

🍞☕️ هر #صبح...پشت پنجره ےخیالمنور از نڪَاه تو می‌تابد،در آسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط