سناریو از جیهوپ
سناریو از جیهوپ
وقتی باهم دعوا میکنید..
ات : من ات هستم و ۳۱ سالمه من یه شوهر خیلی خوب دارم و خیلی دوسش دارم
جیهوپ: من جیهوپ هستم ۳۲ سالمه و یه همسر خیلی خوب دارم و زندگی خوبی باهم داریم
ات : جیهوپ
جیهوپ: بله سانشاینم
ات: امروز پارتی دعوتم نظرت چیه باهم بریم
جیهوپ: اکی بریم
ویو ات
رفتیم پارتی و خیلی داشت خوش میگذشت
که یهو دوستم رو دیدم با دوست پسرش که دوست پسرش میشد دوست جیهوپ
من رفتم پیش دوستم و جیهوپم رفت پیشه دوستش
دوستم رفت یه نوشیدنی بیاره که یهو یه پسر من و چسبوند رو دیوار و بو.س.م کرد
ویو جیهوپ
من ات داشتیم باهم وقت میگذروندیم که یهو دوستامون رو دیدین و از هم جدا شدیم
من گرم حرف زدن بودم که یهو دیدم یکی داره ات میبوسه
جیهوپ رفت و او مرد رو زد و یه سیلی محکم به ات زد و دست ات گرفت و رفتن
سوار ماشین شدن و تا خونه حرفی نزدن ولی ات داشت گریه میکرد
و بعد رسیدن جیهوپ دست ات گرفت و انداخت رو مبل
جیهوپ: اونجا داشتی چه غلطی میکردی ها
ات : بخدا من نخواست اون کرد
جیهوپ: چرت و پرت نگو زنیکه ی هرزه
که ات یهو
ادامه دارد....
وقتی باهم دعوا میکنید..
ات : من ات هستم و ۳۱ سالمه من یه شوهر خیلی خوب دارم و خیلی دوسش دارم
جیهوپ: من جیهوپ هستم ۳۲ سالمه و یه همسر خیلی خوب دارم و زندگی خوبی باهم داریم
ات : جیهوپ
جیهوپ: بله سانشاینم
ات: امروز پارتی دعوتم نظرت چیه باهم بریم
جیهوپ: اکی بریم
ویو ات
رفتیم پارتی و خیلی داشت خوش میگذشت
که یهو دوستم رو دیدم با دوست پسرش که دوست پسرش میشد دوست جیهوپ
من رفتم پیش دوستم و جیهوپم رفت پیشه دوستش
دوستم رفت یه نوشیدنی بیاره که یهو یه پسر من و چسبوند رو دیوار و بو.س.م کرد
ویو جیهوپ
من ات داشتیم باهم وقت میگذروندیم که یهو دوستامون رو دیدین و از هم جدا شدیم
من گرم حرف زدن بودم که یهو دیدم یکی داره ات میبوسه
جیهوپ رفت و او مرد رو زد و یه سیلی محکم به ات زد و دست ات گرفت و رفتن
سوار ماشین شدن و تا خونه حرفی نزدن ولی ات داشت گریه میکرد
و بعد رسیدن جیهوپ دست ات گرفت و انداخت رو مبل
جیهوپ: اونجا داشتی چه غلطی میکردی ها
ات : بخدا من نخواست اون کرد
جیهوپ: چرت و پرت نگو زنیکه ی هرزه
که ات یهو
ادامه دارد....
- ۱۸۴
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط