سناریو فصل دوم

سناریو ※فصل دوم※
محدودیتی نا محدود
پارت 110/10
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ریوشی:شکنجه... مهبتشه....
خره:آره خیلی حال میده...
ببین...
ریوشی:*قسمتی بهش نقره بسته شده بود شروع به سوزش میکنه. چهرش از درد جمع میشه*
یومه:*رو به خره* بس کن!..
خره:خب پس بهتره منو بکشی هوم؟
ریوشی:.......
خره:هر آسیبی که من ببینم... چی میشه؟
اونم درد میکشه...
یومه: تچ.. دقیقا چی میخوای..؟
خره:سرگرمی...
لبخند*
ریوشی:هر چقدر مهبت دار بیشتر بکشه...قوی.. تر میشه....
خره:کسی نگفت حرف بزن...
*چاقو میچرخه*
ریوشی:*نعره زدن*آآآاااااانبدمبدیخیپمینیخ(نمد تصورش با خودتون)
یومه:.. هیی دست بردارر.. لطفا-!.. تچ...
به این راضی نمیشی ک کس دیگه ای جز ریوشی سرگرمت کنه؟
خره:شکنجه کردن اون هاپو کوچولو عالیه...
چون به محض در اوردن نقره ترمیم میشه...
ولی آخی.... نمیتونه حمله کنه مگه نه؟
ریوشی:...
بس کن...
خره:به هر حال که باید به دست یکیتون بمیرم نه؟
یومه: خب..*تو دستم شمشیر ایجاد میشه*
خره:خب خبب!!!.. ولی مراقب عشقت باشا
لبخند*
یومه:*شمشیرو مستقیم سمت سرش پرت کردم*...
خر:*جاخالی*
یومه:*با یه شمشیر دیگه نقره رو بریدم*
ریوشی:* زنجیرای دورش باز میشه*آخ.... لعنت بهش...
خره:.. لعن-..
یومه:*شاهرگش رو زدم*.. به اندازه کافی صداتو شنیدم..
ریوشی:....
یومه:*امدم رو به روت ایستادم*.. از کی گرفتتت؟
ریوشی:یه روزی میشه..
.یومه: پس حسابی دیر کردم.. شرمنده..
خب.. الان میتونم چاقو در بیارم؟
ریوشی:نه.. عذر خواهی نکن... بابتش... به دردسر میوفتی...
میتونی درش بیاری...
یومه: هوم؟.. دردسر؟*جلوت زانو زدم و از دسته چاقو گرفتم *
ریوشی:هوم...
یومه:..*چاقو رو کشیدم بیرون*
ریوشی:آخح_
ممنون
یومه:..*فرشته درمان*✨
ریوشی:...
لبخند*بازم... ممنون
یومه: خواهش میکنم..*لبخند، بلند شدم*.. گوشیت خاموش بود.. نمیدونی کجا گذاشتتش؟
ریوشی:بلند شدن*اه... نه
یومه: قدو..*از پایین گناه میکنم*..
ریوشی:•-•...
خب به نظرت گوشی کجاست..
گشتن*
یومه:*خنده *.. احتمالا قاطی وسایلاش گذاشته..*یه نگاهی به اطراف انداختم*
ریوشی:عهه اینجاست..*گوشیو توی دستش میگیره و روشنش میکنه*
یومه: هوم.. خوبه*لبخند *
ریوشی:خب..
*خم شدن*باز ممنون
یومه:.. خ.. خواهش میکنم..
ریوشی:وایسادن*خب فکر کنم...
باید... راهمونو از هم جدا کنیم...
یومه: اره *لبخند *
بیشتر مراقب خودت باش..
ریوشی:ب.. باشه^^...
*رفتن*
یومه:*بلند*یچیزی هم بخور یه روزه اینجایی..
ریوشی:با.. باشههه

ادامه دارد..
دیدگاه ها (۰)

#Dazai_Osamu, #Nakahara_Chuya, #Nakajima_Atsoshi, #Akutagav...

سناریو※فصل دوم※محدودیتی نامحدودپارت 111/11ــــــــــــــــــ...

زمان: 1:16بیس/قالب: قالبتعداد لایه: 21

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط