او... بیشترم را بُرد...،او جانِ مرا می خواست*
او... بیشترم را بُرد...،او جانِ مرا می خواست*
از توبه پشیمان بود،ایمانِ مرا می خواست*
او بیشترم را کُشت...پایانِ نفس را دید*
او بره ی شیطان بود،از گرگ نمی ترسید*
دندان شده افکارم...اجبارِ جَویدن چیست*
آینده ی او لُخت است، انگیزه ی دیدن چیست*
ابعادِ مرا سَنجید،او بَرده ی قدرت بود*
آن زخم که بر لب داشت،آغازِ خیانت بود*
همبسترِ تردید است...افکارِ خرافاتی*
در خانه سمیرا بود،در جمعِ شما فاطی*
تصویرِ سراسر تار...،در لنزِ خود آزاری*
آماده ی جان کندن در بسترِ بیماری*
تصویرِ پر از شاید...در کنجِ اتاقی سرد*
سرمایِ زمستان او...،من آدمکی ولگرد*
او بیشترم را خورد...پسمانده ی من کم بود*
او وسوسه ام می کرد،شیطانِ مُجسم بود*
از توبه پشیمان بود،ایمانِ مرا می خواست*
او بیشترم را کُشت...پایانِ نفس را دید*
او بره ی شیطان بود،از گرگ نمی ترسید*
دندان شده افکارم...اجبارِ جَویدن چیست*
آینده ی او لُخت است، انگیزه ی دیدن چیست*
ابعادِ مرا سَنجید،او بَرده ی قدرت بود*
آن زخم که بر لب داشت،آغازِ خیانت بود*
همبسترِ تردید است...افکارِ خرافاتی*
در خانه سمیرا بود،در جمعِ شما فاطی*
تصویرِ سراسر تار...،در لنزِ خود آزاری*
آماده ی جان کندن در بسترِ بیماری*
تصویرِ پر از شاید...در کنجِ اتاقی سرد*
سرمایِ زمستان او...،من آدمکی ولگرد*
او بیشترم را خورد...پسمانده ی من کم بود*
او وسوسه ام می کرد،شیطانِ مُجسم بود*
- ۵۴۶
- ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط