او... بیشترم را بُرد...،او جانِ مرا می خواست*

او... بیشترم را بُرد...،او جانِ مرا می خواست*
از توبه پشیمان بود،ایمانِ مرا می خواست*

او بیشترم را کُشت...پایانِ نفس را دید*
او بره ی شیطان بود،از گرگ نمی ترسید*

دندان شده افکارم...اجبارِ جَویدن چیست*
آینده ی او لُخت است، انگیزه ی دیدن چیست*

ابعادِ مرا سَنجید،او بَرده ی قدرت بود*
آن زخم که بر لب داشت،آغازِ خیانت بود*

همبسترِ تردید است...افکارِ خرافاتی*
در خانه سمیرا بود،در جمعِ شما فاطی*

تصویرِ سراسر تار...،در لنزِ خود آزاری*
آماده ی جان کندن در بسترِ بیماری*

تصویرِ پر از شاید...در کنجِ اتاقی سرد*
سرمایِ زمستان او...،من آدمکی ولگرد*

او بیشترم را خورد...پسمانده ی من کم بود*
او وسوسه ام می کرد،شیطانِ مُجسم بود*
دیدگاه ها (۵)

ﮐﺠﺎﻫﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪﺧﻨﺪﯾﺪ !!!!ﺑﻪ ﺳﺮﺁﺳﺘﯿﻦ ﭘﺎﺭﻩ ﯼ ﮐﺎﺭﮔﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﺕ ﺭﺍ ﻣ...

تبرها، ارّه برقی های وحشینباید هم غمِ باغو بدوننداره سربالا ...

خودتان را نابود نکنیدبرای آدمهایی بی احساسکسانی که نه شما را...

کودکی کنجکاو می پرسد: ایها الناس ، عشق یعنی چه؟ دختری گفت: ...

بسم الله الرحمن الرحیم شیطان از جنس جِـن است واز آتش خلق شد...

حتما بخونید↘ ↘ ↘ ↘ ↘ ✔ ✔ ✔ ✔ اعوذ به الله من الشیطان الرجیمب...

خاطره ای از همین مطلب دارم... من ودوستم در یک مدرسه تحصیل می...

متن زیر رو حتمااااااااا بخونید.از دستش ندید.بعضیا این همه تو...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کنلب وا کن و با واژه بزن جادو کنلی...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کنلب وا کن و با واژه بزن جادو کنلی...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن لب وا کن و با واژه بزن جادو کن ...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن...لب وا کن و با واژه بزن جادو ک...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن...لب وا کن و با واژه بزن جادو ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط