بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست هفتاد شیش 🍷🔪


عصبی گفت:
+اینجا چیکار میکنی؟!

لب برچیدم
بغض کرده بودم
- داری راجب پدر مادرم تحقیق میکنی!

پوفی کشید

عکس و از دستم گرفت

مضطرب گفت
+ دیگه اینجا نیا اوکی ؟!

خودم و انداختم بغلش

شوکه شد
دستش و دور کمر من حلقه کرد

بوسه ای روی موهام نشوند
گفت
+ عزیزم قوربونت بشم اینجا نیادباشه؟؟

بینمو بالا کشیدم

روی پنجه پا وایسادم
آروم بوسه ای روی ته ریشش نشوندم

+مرسی..

تای ابروشو بالا داد
_داری تحقیق میکنی و بهم نمیگی ، میدونم نگران منی..ولی بهم بگو کمکت کنم پیداشون کنی..

کلافه بود انگار

باشه ای گفت

خوب خوب بچه ها چهار پارت خفن تقدیم نگاه قشنگتون قشنگاااااام داره به اخرش میرسه باید کم بزارم عشقاااااا🥺💕
دیدگاه ها (۸)

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست هفتاد هفت🍷🔪دستشو گذاشت پشتم..+بریم ب...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست هفتاد هشت🍷🔪با لبای آویزون شده لب زدم...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست هفتاد پنج🍷🔪انگار از چیزی ترسید ...د...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست هفتاد چهار🍷🔪مات تصاویر شده بودم انگا...

Soukoku

اعتماد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط