رفتم به طبیب و گفتم از دردِ نهان

رفتم به طبیب و گفتم از دردِ نهان
گفتا: از غیرِ دوست بر بند زبان
گفتم که: غذا؟ گفت: همین خونِ جگر
گفتم: پرهیز؟ گفت: از هر دو جهان

ابوسعید ابوالخیر
دیدگاه ها (۱)

صبحی که بی حسین شروع شود ، همان بهتر که شروع نشودبه قصد زیار...

رسول خدا صلی الله علیه و آلهلا فقرَ اَشدُّ مِنَ الجَهلِ ، لا...

ﺩﻋﺎﯼ ﺭﻭﺯ ﻧﻬﻢ ﻣﺎﻩ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﺍﺍﻟﻠﻬﻢّ ﺍﺟْﻌَﻞْ ﻟﯽ ﻓﯿﻪِ ﻧﺼﯿﺒﺎً ...

امالی طوسی ص 496 قَالَ رَسُولُ اللـهِ ص أُعطِیَتْ أُمَّتِی ف...

﷽‌#آقای‌من🍂جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی؟ دل در غم عشق ت...

پارت شانزدهم - قاتل عاشق من

ادامه از زبان باکوگوهوف این دختره نفره چرا نمیاد همون لحظه ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط