یه روز طرف یه قصاب رو میبره خونش تا واسش گوسفند قربونی کن

یه روز طرف یه قصاب رو میبره خونش تا واسش گوسفند قربونی کنه
به قصابه میگه :
میخوام برام تیکه تیکش کنی با گوشتاش کباب درست کنم
سر و پا و روده و معده رو خوب تمیز کن میخوام کله پاچه درست کنم
پوستشم باخودت نبر میخوام بدم کاپشن درست کنن برام
با پشکلاشم میخوام کود درست کنم برای باغچه
آت و آشغالاش رو هم میخوام برای گربه مون
خیر بیبینى مهمتر از همه استختوناس ، خانومم میخواد سوپ درست کنه قُوت بگیرم !
قصابه چپ چپ نگاش میکنه ، میگه : نمیخوای صداشو ظبط کنی بذاری برا زنگ موبایلت !؟
دیدگاه ها (۵)

سوار تاکسی بودم ، دیدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته پیاده...

من قبلاها به بدنم شامپو بدن خارجی میزدم ، اما از وقتی فهمیدم...

جديدا دوستم میگفت سوار تاکسی شده از راننده پرسیده “با ۵۰۰توم...

دخترهای خوب مثل سیب روی درخت هستنبهترین ها دربالاترین نقطه د...

سناریو درخواستی وقتی محرمه و اونا رو اوردین ایران (به به اصن...

سناریو خط قرمز

وقتی سر اینکه دیر خونه میاین دعوا کردین ....### نقطه شروع دع...

Enemys Embrsce [ part ۲۱ ]

و کم کم چشات تار شد ....وقتی بیدار شدی توی بیمارستان بودی ...

ع̲̅ش̲̅ق̲̅ ا̲̅و̲̅ل̲̅، س̲̅ر̲̅ن̲̅و̲̅ش̲̅ت̲̅ آخ̲̅ر̲̅𝑷𝒂𝒓𝒕:...

ناز بی پایان.

زندگینامه نووا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط