MY FAVORITE ENEMY
"MY FAVORITE ENEMY"
GHAPTER:1
PART:۷۶
"ویو جنا"
.
من اخر کار دست خودم میدم.
خودم و سُر دادم داخل اب ..
نفس عمیق کشیدم و تایمر و فعال کردم
و با حبث کردن نفسم به داخل اب رفتم.
ولی مطمعنم چند ثانیه بیشتر نگذشته بو. که سرم و اوردم بیرون .
و تند تند نفس کشیدم.
نمی شد.
دمایه پایین اب نمی زاشت نفسم حبث کنم.
ولی وقتی به این فکر میکنم که اگه قبول نشم نابستونم و باید تو این جهنم دره بگذرونم.
باعث می شد ادامه بدم .
دوباره تایمر و فعال کردم و سرم و بردم زیر اب..
این دفعه چند ثانیه بیشتر موندم و وقتی دیگه نتونستم ،سرم و اوردم بیرون و سریع تایمر و غیر فعال کردم .
۵۰ ثانیه.
یه پیشرفته...
یبار دیگه تایمر و گزاشتم و سرم و بردم زیر اب..
ولی چند ثانیه بعد احساس کردم یکی پرید تو اب چون فشار اب و به سمتم احساس کردم
سریع سرم و اوردم بیرون
و یکم چشمام و باز و بسته کردم
اطراف سالن و دیدیم ولی کسی نبود..
روم و بر گردوندم
و تایمر و غیر فعال کردم و خواستم دوباره وصلش کنم که دست کسی رو دورم حس کردم.
همینکه برگشتم کشیده شدم تو اب ..
و وقتی چشمام و باز کردم
با جونگکوک مواجه شدم .
دستاش و از دورم شل کردم و سریع سرم و اوردم بیرون..
و اونم امد بیرون.
جنا: چه مرگته؟؟اینجا چیکار میکنی؟؟
رو ل//باش لبخند نشست و یکم سمتم امد .
متقابل عقب رفتم که کمرم به کاشی هایه سرد برخورد کرد.
کوک:دمایه بدنت با با دمایه بدن یه جنازه فرقی نداره..اینطوری میخوای تمرین کنی؟؟
جنا: به تو چه ؟تو چیکاره ایی؟؟
کوک: همه کاره...و تو با این تمرین کردنت فقط به کم شدن کاندیدایه امتحانایه سال اولیا کمک میکنی ...
GHAPTER:1
PART:۷۶
"ویو جنا"
.
من اخر کار دست خودم میدم.
خودم و سُر دادم داخل اب ..
نفس عمیق کشیدم و تایمر و فعال کردم
و با حبث کردن نفسم به داخل اب رفتم.
ولی مطمعنم چند ثانیه بیشتر نگذشته بو. که سرم و اوردم بیرون .
و تند تند نفس کشیدم.
نمی شد.
دمایه پایین اب نمی زاشت نفسم حبث کنم.
ولی وقتی به این فکر میکنم که اگه قبول نشم نابستونم و باید تو این جهنم دره بگذرونم.
باعث می شد ادامه بدم .
دوباره تایمر و فعال کردم و سرم و بردم زیر اب..
این دفعه چند ثانیه بیشتر موندم و وقتی دیگه نتونستم ،سرم و اوردم بیرون و سریع تایمر و غیر فعال کردم .
۵۰ ثانیه.
یه پیشرفته...
یبار دیگه تایمر و گزاشتم و سرم و بردم زیر اب..
ولی چند ثانیه بعد احساس کردم یکی پرید تو اب چون فشار اب و به سمتم احساس کردم
سریع سرم و اوردم بیرون
و یکم چشمام و باز و بسته کردم
اطراف سالن و دیدیم ولی کسی نبود..
روم و بر گردوندم
و تایمر و غیر فعال کردم و خواستم دوباره وصلش کنم که دست کسی رو دورم حس کردم.
همینکه برگشتم کشیده شدم تو اب ..
و وقتی چشمام و باز کردم
با جونگکوک مواجه شدم .
دستاش و از دورم شل کردم و سریع سرم و اوردم بیرون..
و اونم امد بیرون.
جنا: چه مرگته؟؟اینجا چیکار میکنی؟؟
رو ل//باش لبخند نشست و یکم سمتم امد .
متقابل عقب رفتم که کمرم به کاشی هایه سرد برخورد کرد.
کوک:دمایه بدنت با با دمایه بدن یه جنازه فرقی نداره..اینطوری میخوای تمرین کنی؟؟
جنا: به تو چه ؟تو چیکاره ایی؟؟
کوک: همه کاره...و تو با این تمرین کردنت فقط به کم شدن کاندیدایه امتحانایه سال اولیا کمک میکنی ...
- ۴.۲k
- ۲۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط