بعضی شبا واقعن نیاز داری بزنی بیرون

بعضی شبا واقعن نیاز داری بزنی بیرون
وسط خیابون بشینی
اونقدر گریه کنی که خسته بشی
اونقدر جیغ بزنی کع صدات بگیره
بعدش بلندشی
همون خیابونو بری
بری
بری
اونقدر بری که
دیگه نباشی
اما به جاش بالشتو بغل میکنو
خودتو میزنی به خواب
دیدگاه ها (۱)

بهش میگم: سینما بودم!میگه: با کی؟!-: استادم-: اسمش چیه؟-: مر...

مفهوم خاصی از ارامش نداشتمتا اینکه صداتو شنیدم..انصافا چی خو...

همینه که هست... ←✘نه دوست دارموهامو رنگ کنــم....نه تا ساعت ...

تنها سوالی که مغزمو مشغول کرده اینکه چرا فقط تاریکی آرومم می...

کاراکترا به عنوان شوهرت

سیلام سیلام سناریو جدید دارم براتون یوهی هاهاهاهاها😈 بخدا خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط