می خواهی بروی؟

می خواهی بروی؟
بهانه می خواهی؟
بگذار من بهانه را دستت دهم..
برو و هرکس پرسید چـــرا؟
بگو لجوج بود! همیشه سرسختانه عاشق بود..
بگو فریاد می کرد! همه جا فریاد می کرد که فقط مرا می خواهد..
بگو دروغ می گفت! می گفت هرگز ناراحتم نکردی..
بگو درگیر بود! همیشه درگیر افسون نگاهم بود..
بگو بی احساس بود! به همه فریاد ها، توهین ها و اخم هایم، فقط لبخند می زد..
بگو او نخواست! نـخـواسـت کـسـی جـز مـن در دلــش خـانـه کـنـد......
دیدگاه ها (۱)

اره من حسود بودم حسادتم به توجهی بود که به دور وبرت میکردی و...

ﻧﮕﺮﺍﻧﻢ ﻧﺸﻮ ... ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ! ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﭼﮕﻮ...

نه اینکه گریه کنم،نه.هر شب دستی از غیب میایدو کابوس رفتن تو ...

دستت را بر روی شانه ام گذاشتی گفتم چه مهربان شدی، نمی دانستم...

پارت چهارم

«نگاه ممنوعه »**Part 11 — After the Damage** سه روز گذشت. سه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط