اندوه اولين كلمه ات را به ياد داري؟ كه گفته بودي و غمِ تو
اندوه اولين كلمه ات را به ياد داري؟ كه گفته بودي و غمِ تو غمِ من شده بود؟
شوق اولين سلامت را يادت هست؟ كه شادي تو شادي من شده بود؟
و بعد از آن، من كه با قدم هاي تو راه رفته بودم و با چشم هاي تو ديده بودم و مثل قلب تو دنيا را دوست داشته بودم را چي؟
يادت نيست؛ ولي واقعيت ماجرا با فراموشكاري تو عوض نمي شود؛ اتفاق، افتاده است و حالا من دانه ي تمشك سرخي هستم روي پيراهن سفيدت؛ اگر توانستي، برو...
شوق اولين سلامت را يادت هست؟ كه شادي تو شادي من شده بود؟
و بعد از آن، من كه با قدم هاي تو راه رفته بودم و با چشم هاي تو ديده بودم و مثل قلب تو دنيا را دوست داشته بودم را چي؟
يادت نيست؛ ولي واقعيت ماجرا با فراموشكاري تو عوض نمي شود؛ اتفاق، افتاده است و حالا من دانه ي تمشك سرخي هستم روي پيراهن سفيدت؛ اگر توانستي، برو...
- ۷.۶k
- ۲۹ دی ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط