خانه تکانی

خانه تکانی؟!
من نامش را میگذارم خاطره تکانی
وقتی که هنوز ردّی از انگشتانت روی فنجان،
گَردی از سالیانِ بودنت روی کاناپه،
و تار مویی از تو بر تخت،
به جا مانده..
بگذار دست نخورده بمانند تا همیشه،
خاطراتِ سالیانِ حضورِ مردی،
که روزگاری دوستش میداشتم..
که روزگاری دوستم میداشت..
دیدگاه ها (۲)

با اسم کسے اگر دلے مے لرزد حالیست ڪہ بر همہ جهاڹ مے ارزد این...

هر گاه عیبی در من دیدیبه خودم خبر بده نه کسی دیگر چون تغییر ...

💠 دعای پایانی سال🌿 خدایا ممنون برای تمام خنده های امسالم🌿 ...

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از "اشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط