عضو هشتم پارت۲

عضو هشتم پارت۲
که یکی از پشت منو بغل کرد ترسیدم می خواستم برگردم که با صداش فهمیدم کوک هستش .
باتعجب برگشتم
+کوک تو اینجا چکار میکنی پس بقیه اعضا کجا هستن
کوک: من زود تر اومدم و اومدم خونه دیدم تو نبودی و داشتم از خیابون رد می شدم که چشم خورد به یک دختر کوتوله فهمیدم که تویی
+یااااااا من کوتوله نیستم اتفاقا من خیلی هم قدم بلنده
کوک: اره بابا ۱۵۴ سانتی مت خیلی بلند تر از ۱۷۹ سانتی متر هستش
+ار....چی صبر کن ببینم تو به من کنایه انداختی
کوک : الفرارررررررر
+وایساااااااا الان گیرت میندازم
ویو کوک
واقعا ا/ت خیلی کیوتههههه
خیلی دوستش دارم صبرکن من دارم چی میگم.
ویو ا/ت
دیگه خسته شدم به کوک گفتم وایسه اونم انگار خسته شده بود از بس که زیاد دویده بودیم .
داشتیم می رفتیم که کوک دستم رو گرفت با تعجب بهش نگاه کردم...
دیدگاه ها (۰)

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

این عشق فیک نیست پارت 2//ویو ساعت 5//. //ویوی ا/ت //د...

پارت. 33

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط