عشقمافیایمن پارت

#عشق_مافیای_من پارت۱۵
دکتر: متاسفم اقا ناکاهارا
چویا: چ چرا اونکه حالش خوب بود چرا الان باید عمل شه؟
دکتر: حمله اینبارشون قوی بوده باید حداقل سعی کنیم تومور رو برداریم تا یکی از مشکلاتشون حل شه تا ببینیم چیکار میتونیم برای قلبشون کنیم
چویا: هرکاری میخوای بکن و هرچقدر میخوای پول بگیر ولی.... ولی خواهرمو درمان کن
دکتر: سعیمو میکنم شما تا اون موقع برید خونه و استراحت کنید
ویو چویا
با دازای رفتیم خونه اعصابم خیلی خورد بود که اکوتاگاوا زنگ زد اصلا حوصلشو نداشتم پس جواب ندادم و کتمو در اوردم و روی مبل دراز کشیدم و یکم خوابیدم.
ویو دازای:
وقتی چویا رو رسوندم خونه دوباره برگشتم بیمارستان پیش چوکی
حدودا ساعت۱۲شب بود که عملش تموم شد رفتم توی اتاقش تا پیشش باشم دکتر بهم گفت تا فردا بیهوشه
دازای: فرشته ی من مراقب خودت باش فردا برمیگردم و پیشونیشو بوسیدم*
رفتم پیش دکترش تا ببینم حالش چطوره.
دکتر: تومور برداشته شد و وضعیت قلبش پایداره ولی ممکنه حمله های بیشتری داشته باشه پس دوز دارو هارو بالا میبرم





خماریییییی
پارت بعدی۵لایک
دیدگاه ها (۸)

سوکونا💘💁🏻‍♀️ اصکی: ترخداااا اجازه بگیرررر💢👍🏻

دازای💘💁🏻‍♀️ اصکی: ترخداااا اجازه بگیرررر💢👍🏻

#عشق_مافیای_من پارت۱۴☆بزار یکم بخوابم ترخدا دازای: بلند شو پ...

ســــــــــــــلــــــــــام دخترای خاله چوکی امیدوارم هرجا ...

#عشق_مافیای_من پارت۳٠چویا: عوض شدی چوکی خیلیــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط