first love
part nine⁹
هول شدم و به تهیونگ نگاه چپی انداختم" بحث هانول بود نه من"
میخواستم توجه ها دوباره بره سمت هانول ولی تموم چشم ها به من بود
"اهههع... به تخمم، یه دختری رو دیشب موقع برگشت به خونه دیدم داشت درس میخوند روی صندلی های کنار سوپرمارکت و... من فقط توجه ام به تتوش جلب شد"
تهیونگ خندید" تتویی که اسم توعه"
جیمین با صدای تقریبا جدی گفت" اه تتو؟ این دختر که دل هانول رو دزدیده هم تتو داشت. خیلی عجیب غریب بود نقطه بود و خط روی ساعد دست راستش"
یه دقیقه پشمام ریخت
"چی؟"
تهیونگ با لحن سرزنش امیز به جیمین گفت" اههه اون نقطه و خط نیست اسمش کد مورسهههه کد مورس. و این دختر عجیب و غریب جونگ کوک هم دقیقا تتوش اسم جونگ کوک به شکل کد مورس عه"
همه توی ماشین ساکت شدن و شوکه شده بودن.
هانول اولین نفر به حرف افتاد"فکنم منظور هر دومون آهیون عه جونگ کوک اوپا، اون دانشجو رشته پزشکی عه،سال اولیه ۱۹ سالشه. خیلی معروفه بین بچه ها چون از کالیفرنیا اومده اینجا درس بخونه، کلا با دوتا دختر تو کلاسش دوسته و خیلی با بقیه اکیه نمیشه حتی میگن مردستیزه خیلی"
با احساس این اطلاعات قلبم گرم شد نمیدونم چرا و چطور ،باید به خودم بیام طبق گفته هانول اون ۱۹ سالشه یعنی ۹ سال از من کوچکتره..
سرمو تکون دادم و تا کلاب ساکت بودم.
کلاب بود سیگار میداد و صدای موسیقی اونجا رو پر کرده بود، دور یه میز نشستیم و مشغول نوشیدن شدیم. رو به هانول اروم گفتم
"نگران نباش من عاشقش نشدم میتونی بری سمتش. من فقط اون شب راجب تتو عجیبش کنجکاو شده بودم و تهیونگ الکی الکی برای خودش برید و دوخت"
هانول تلخ خندید و نوشیدنش رو روی میز گذاشت" تلاش کردن فایده نداره هیونگ. اونا یه مردستیز واقعیه و امروز که منو دید فقط چشم غره میرفت بهم اگه توام حسی که بهش نداشته باشی مشخصه اون بهت حس داره و براش ارزشمندی پس من نمیتونم با توِ اون رقابت کنم، اتاقی که از قبل پر باشه جایی برای مهمون جدید نداره"
به عقب مبل تکیه داد.
منم به نوشیدنم ادامه دادم تا جایی که مست شدیم هممون، توی اون چند ساعت کلی طرفدار و دختر نزدیکمون شدن و خیلی خسته کننده بود.
موقع رفتن رفتیم سمت خروجی که من پام گیر کرد و پله دم در و داشتم میوفتادم که دختری که داشت از کنارمون رد میشد بازوم رو گرفت.
"خوبید اقا؟"
نگاهش کردم .. اون چشما.. خودش بود، چشم هاش گرد شده بود انگار که شوکه شده بود البته که باید میشد مگه چند درصد احتمال داره تو ایدلت رو اینجوری یهو ببینی؟
صف وایسادم
"ممنون"
جیمین از بین اون دوتا حرف زد" آهیون-شی؟"
آهیون برگشت و به جیمین نگاه کرد و به نشانه تعظیم خم شد
"بازم همدیگه رو دیدم جیمین-شی"
جیمین خندید"اینبار بهم فحش ندادی"
چشم های آهیون بیشتر گرد شد و به لکنت افتاد " چ...چی ن..نه اشت..اشتباه شده.. م..من با شما ن...نبوده!"
جیمین خندید "پس با کی بودی اخه کسی جز من اونطرفا نبود!"
آهیون با عجله و لکنت گفت"ه..هانول-شی"
هانول شوکه شد"منننن!چرا من!"
خندم گرفت و با صدای خنده من صاف شد و خشک سره جاش ایستاده بود، به حالت شوکه شدش با خنده نگاه کردم، از اینکه انقدر راحت تحت تاثیر خندم قرار گرفته بود خوشم اومده بود.
"اینجا چیکار میکردی؟"
دوباره با اون چشم های قهوه ای روشن گرد مثل اهوش بهم نگاه کرد"من.. با دوستام اینجا بودم.."
پوزخند زدم. دوباره لرزید، چطور یه دختر مردستیزی که هانول ازش حرف میزد کنار من اینجوری راحت تحت تاثیر قرار میگرفت!!؟
"پس مراقب باش"
"من مراقبم.. شما به یه عصا نیاز دارید"
با اشاره به چند دقیقه قبل خندم گرفت، اه واقعا دختر عجیبیه! الان اگه طرفدار های دیگه اینجا بودن قطعا اینجوری مست بودنم و ضعیف بودنم رو نمیزدن توی صورتم.
"حالتون خوبه؟"
دوباره نگاهش کردم، چشم هاش نگران بود"دیگه اونقدر هم ضعیف نیستم موقع مستی که بمیرم که، بعدم الان خودت زدی توی صورتم اتفاق چند دقیقه پیشو ،نگران شدی؟"
"منظور اون نبود.. چشم هاتون میگه یه چیزی خیلی داره اذیتت میکنه"
این دفعه من لرزیدم! عادت نداشتم کسی اینجوری منو بخونه.
لبخند گرمی زدم" حتی اگه خوب نباشمم برای تو خوب میشم"
شوکه شد که فهمیدم چی گفتم"منظورم طرفدار هایی مثل تو بود"
لبخند تلخی زد انگار که چیزی تلخ بهش یاد اوری شده باشه"درسته.. طرفدار"
لعنتی گند زدم!
"اه.. برسم خونه لایو میزارم...، اینم به جای اینکه ازم عکس و امضا نخواستی خوشگله"
بهش چشمک زدم و رفتم سمت ماشین تهیونگ جایی که بقیه از قبل منتظر بودن و سوار شدم، تظاهر کردم متوجه اخرین لرزشش نشدم.
#bts#jungkook#بیتیاس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
هول شدم و به تهیونگ نگاه چپی انداختم" بحث هانول بود نه من"
میخواستم توجه ها دوباره بره سمت هانول ولی تموم چشم ها به من بود
"اهههع... به تخمم، یه دختری رو دیشب موقع برگشت به خونه دیدم داشت درس میخوند روی صندلی های کنار سوپرمارکت و... من فقط توجه ام به تتوش جلب شد"
تهیونگ خندید" تتویی که اسم توعه"
جیمین با صدای تقریبا جدی گفت" اه تتو؟ این دختر که دل هانول رو دزدیده هم تتو داشت. خیلی عجیب غریب بود نقطه بود و خط روی ساعد دست راستش"
یه دقیقه پشمام ریخت
"چی؟"
تهیونگ با لحن سرزنش امیز به جیمین گفت" اههه اون نقطه و خط نیست اسمش کد مورسهههه کد مورس. و این دختر عجیب و غریب جونگ کوک هم دقیقا تتوش اسم جونگ کوک به شکل کد مورس عه"
همه توی ماشین ساکت شدن و شوکه شده بودن.
هانول اولین نفر به حرف افتاد"فکنم منظور هر دومون آهیون عه جونگ کوک اوپا، اون دانشجو رشته پزشکی عه،سال اولیه ۱۹ سالشه. خیلی معروفه بین بچه ها چون از کالیفرنیا اومده اینجا درس بخونه، کلا با دوتا دختر تو کلاسش دوسته و خیلی با بقیه اکیه نمیشه حتی میگن مردستیزه خیلی"
با احساس این اطلاعات قلبم گرم شد نمیدونم چرا و چطور ،باید به خودم بیام طبق گفته هانول اون ۱۹ سالشه یعنی ۹ سال از من کوچکتره..
سرمو تکون دادم و تا کلاب ساکت بودم.
کلاب بود سیگار میداد و صدای موسیقی اونجا رو پر کرده بود، دور یه میز نشستیم و مشغول نوشیدن شدیم. رو به هانول اروم گفتم
"نگران نباش من عاشقش نشدم میتونی بری سمتش. من فقط اون شب راجب تتو عجیبش کنجکاو شده بودم و تهیونگ الکی الکی برای خودش برید و دوخت"
هانول تلخ خندید و نوشیدنش رو روی میز گذاشت" تلاش کردن فایده نداره هیونگ. اونا یه مردستیز واقعیه و امروز که منو دید فقط چشم غره میرفت بهم اگه توام حسی که بهش نداشته باشی مشخصه اون بهت حس داره و براش ارزشمندی پس من نمیتونم با توِ اون رقابت کنم، اتاقی که از قبل پر باشه جایی برای مهمون جدید نداره"
به عقب مبل تکیه داد.
منم به نوشیدنم ادامه دادم تا جایی که مست شدیم هممون، توی اون چند ساعت کلی طرفدار و دختر نزدیکمون شدن و خیلی خسته کننده بود.
موقع رفتن رفتیم سمت خروجی که من پام گیر کرد و پله دم در و داشتم میوفتادم که دختری که داشت از کنارمون رد میشد بازوم رو گرفت.
"خوبید اقا؟"
نگاهش کردم .. اون چشما.. خودش بود، چشم هاش گرد شده بود انگار که شوکه شده بود البته که باید میشد مگه چند درصد احتمال داره تو ایدلت رو اینجوری یهو ببینی؟
صف وایسادم
"ممنون"
جیمین از بین اون دوتا حرف زد" آهیون-شی؟"
آهیون برگشت و به جیمین نگاه کرد و به نشانه تعظیم خم شد
"بازم همدیگه رو دیدم جیمین-شی"
جیمین خندید"اینبار بهم فحش ندادی"
چشم های آهیون بیشتر گرد شد و به لکنت افتاد " چ...چی ن..نه اشت..اشتباه شده.. م..من با شما ن...نبوده!"
جیمین خندید "پس با کی بودی اخه کسی جز من اونطرفا نبود!"
آهیون با عجله و لکنت گفت"ه..هانول-شی"
هانول شوکه شد"منننن!چرا من!"
خندم گرفت و با صدای خنده من صاف شد و خشک سره جاش ایستاده بود، به حالت شوکه شدش با خنده نگاه کردم، از اینکه انقدر راحت تحت تاثیر خندم قرار گرفته بود خوشم اومده بود.
"اینجا چیکار میکردی؟"
دوباره با اون چشم های قهوه ای روشن گرد مثل اهوش بهم نگاه کرد"من.. با دوستام اینجا بودم.."
پوزخند زدم. دوباره لرزید، چطور یه دختر مردستیزی که هانول ازش حرف میزد کنار من اینجوری راحت تحت تاثیر قرار میگرفت!!؟
"پس مراقب باش"
"من مراقبم.. شما به یه عصا نیاز دارید"
با اشاره به چند دقیقه قبل خندم گرفت، اه واقعا دختر عجیبیه! الان اگه طرفدار های دیگه اینجا بودن قطعا اینجوری مست بودنم و ضعیف بودنم رو نمیزدن توی صورتم.
"حالتون خوبه؟"
دوباره نگاهش کردم، چشم هاش نگران بود"دیگه اونقدر هم ضعیف نیستم موقع مستی که بمیرم که، بعدم الان خودت زدی توی صورتم اتفاق چند دقیقه پیشو ،نگران شدی؟"
"منظور اون نبود.. چشم هاتون میگه یه چیزی خیلی داره اذیتت میکنه"
این دفعه من لرزیدم! عادت نداشتم کسی اینجوری منو بخونه.
لبخند گرمی زدم" حتی اگه خوب نباشمم برای تو خوب میشم"
شوکه شد که فهمیدم چی گفتم"منظورم طرفدار هایی مثل تو بود"
لبخند تلخی زد انگار که چیزی تلخ بهش یاد اوری شده باشه"درسته.. طرفدار"
لعنتی گند زدم!
"اه.. برسم خونه لایو میزارم...، اینم به جای اینکه ازم عکس و امضا نخواستی خوشگله"
بهش چشمک زدم و رفتم سمت ماشین تهیونگ جایی که بقیه از قبل منتظر بودن و سوار شدم، تظاهر کردم متوجه اخرین لرزشش نشدم.
#bts#jungkook#بیتیاس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
- ۲.۴k
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط