ادامه ی پارت۲

ادامه ی پارت۲
یوری
پی دی نم: دختر واقعا خوش حالم که تو مربی رقص پسرا هستی
=ممنون که منو شایسته دونیستید
پی دی نم:خب من میگم که تورو ببرن تا با پسرا اشنا شی
=خیلی ممنون...اا ببخشید
پی دی نم: چپزی میخواستی بگی
=نه راستش اگه اجازه بدید توی خونه ی من تمرین کنیم اخه اینجا زیاد راحت نیستم
پی دی نم :اشکالی نداره‌ ولی باید به پسرا بگم
=یادم نبود بگم من با دوستام توی ی خونه زندگی میکنم اشکالی نداره که؟؟
پی دی نم: نه اشکالی نداره
(یکی در میزنه)
۰میتونم بیام تو؟
پی دی نم: اره بیا تو
یه دختر بود فکر کنم یکی از کارمندای اینجا باشه، امد نزدیک
۰خانم یوری لطفا با من بیاید
از پی دی نم خداحافظی کردم و با اون‌ دختر رفتم به سمت اتاق پسرا تو راه همش فکر می کردم که چطوری رفتار کنم که کوک از من خوشش بیاد توی افکارم بودم که اون دختره گفت
۰خب خانم یوری بفرماید گروه بی تی اس توی این اتاق هستن
و رفت انقدر استرس داشتم که تمام بدنم‌ عرق کرده بود یه نفس عمق کشیدم و در زدم
*بیا تو
با استرس رفتم تو
همه منو نگا می کردن......

لایک :۳۰
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن #پست_جدید
دیدگاه ها (۵)

#kooky#bts#v#jimin#suga#rm#jin#j-hope ...

#kooky#bts#v#jimin#rm#j-hope#suga#jin ...

پارت۲یوریاه ساعت ۷صبح بیدار شدم و رفتم دست و صورت م رو شستم ...

#jk#bts #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پستای_قبلم_ببین_خوشت_او...

رمان مثلث عشقی

پارت 1ویو نارا از بچه گی عاشق ایدل شدن بودم امروز بعد از صبح...

ارباب منپارت ۲خانم بزرگ:نه خونه ی تو اینجاست حالا برو سر کار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط