خورشیدِ پشتِ پنجره‌ی پلک‌ های من

خورشیدِ پشتِ پنجره‌ی پلک‌ های من
من خسته‌ام! طلوع کن امشب برای من

می‌ ریزم آن‌چه هست برایم به پای تو
حالا بریز هستی خود را به پای من

وقتی تو دل‌خوشی، همه‌ ی شهر دل‌خوشند
خوش باش هم به جای خودت، هم به جای من…

تو انعکاسِ من شده‌ای کوه‌ها هنوز
تکرار می‌کنند تو را در صدای من

آهسته‌ تر! که عشق تو جُرم است، هیچکس
در شهر نیست باخبر از ماجرای من

شاید که ای غریبه، تو همزاد با منی
من... تو... چه‌قدر مثل تو هستم! خدای من!
دیدگاه ها (۷)

سلام ،صبح روز یکشنبه همه دوستان بخیرمن عاشق امروزم...دیروز ر...

آمین یا رب العالمین

.

جا کلیدی قلاب بافی

‌روزمره گی های من 🤣😅🤦🏻‍♀️‌نگاهت طلوعی است بدون نیاز به خورشی...

شعر و چارپاره

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط