،،،،معلمم گفت :زندگی را تعریف کن

،،،،معلمم گفت :زندگی را تعریف کن
....گفتم زندگی تعریف کردنی نیست !!
.....ناراحت شد نمره ام را صفر داد
... سالها بعد او را دیدم ،پیر شده بود
...و عصا به دست راه می رفت ،،،،،،
...... جلو رفتم و گفتم :زندگی را تغریف کن ،
...آرام خندید وگفت :
......نمره ات بیست
.....زندگی را باید زیست،،،،،،،
دیدگاه ها (۲۸)

#سلام دوستان خوب و مهربونم🌸 یه سلام گرم 🌸 یه آرزوی ز...

.......ضربی بزن با ساز دل .... اتش بزن بر راز دل ....

..نه آرامشت را به چشمی وابسته کن ،،،،،،نه دستت را به گرمای د...

مامی کوچولو

پارت ۴ویو اجوما رفتم دیدم داره پینانو میزنه بعد که تموم شد گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط