دوست دارم با تو سخن گویم یارا
دوست دارم با تو سخن گویم یارا
پرده ز اسرار این دل خسته برد یارا
به گویم که این دل اسیر و دیوانه توست
جز عشق تو چیز دگر به سر ندارد یارا
بگوکه کجا میتوان تورا جست
کز فراغ تو جان به سر آمد یارا
میدانم که برای یافت تو دل هارا باید شست
که دل گنه کار به سوی تو راه ندارد یارا
این دل گنه کار است اما چه باید گفت
که جز عشق تو چیز دگر ندارد یارا
این عمر به سرآمد دگر باید خفت
نمیدانم با این همه گنه چه باید کرد یارا
ناگه شنیدم کسی مرا گفت
تو به سوی ما آی در رحمت ما وسیع است یارا
پرده ز اسرار این دل خسته برد یارا
به گویم که این دل اسیر و دیوانه توست
جز عشق تو چیز دگر به سر ندارد یارا
بگوکه کجا میتوان تورا جست
کز فراغ تو جان به سر آمد یارا
میدانم که برای یافت تو دل هارا باید شست
که دل گنه کار به سوی تو راه ندارد یارا
این دل گنه کار است اما چه باید گفت
که جز عشق تو چیز دگر ندارد یارا
این عمر به سرآمد دگر باید خفت
نمیدانم با این همه گنه چه باید کرد یارا
ناگه شنیدم کسی مرا گفت
تو به سوی ما آی در رحمت ما وسیع است یارا
- ۲.۲k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط